تبليغاتX
یادداشت های فرزاد خلفی - ایران و دیپلماسی انرژي
ایران با برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز در جهان و باداشتن تجربه طولانی در حوزه انرژی و موقعیت جغرافیایی مناسب، در خلیج فارس و دریای خزر و همسایگی با آسیای مرکزی، از امکان ایجاد پیوند میان منابع انرژی خود از جنوب، شرق و شمال شرقی به وسیله خطوط لوله به مصرف‌کنندگان آسیایی، برخوردارست. ایران 137 میلیارد بشکه 12درصد  ذخایر اثبات شدة نفت جهان را در اختیار خود دارد که پس از عربستان سعودی بیشترین ذخایر نفت را به خود اختصاص داده است، همچنین 27 تریلیون مترمکعب %   (15از ذخایر گاز جهان نیز در اختیار ایران است که بعد از روسیه مقام دوم را به خود اختصاص داده است. جمهوری اسلامی ایران با تولید روزانه 4 میلیون بشکه نفت و سالانه 120 میلیارد متر مکعب گاز به ترتیب% 4 و% 5  از تولید نفت و گاز جهان را به عهده دارد. موقعیت ایران به ویژه در بخش گاز اهمیت بیشتری دارد، زیرا از یک سو گاز در استراتژی امنیت انرژی مصرف کنندگان آسیایی جایگاهی ویژه یافته است و از دیگر سو ایران از دومین منابع گاز جهان و موقعیت جغرافیایی برتر در منطقه غرب آسیا برخوردار می‌باشد. مشی مستقل ایران در مدیریت منابع انرژی خود، ثبات سیاسی پایدار آن و علاقه ویژه این کشور به همکاری با کشورهای آسیایی جهت ایجاد و تحکیم همبستگی آسیایی ظرفیت‌های آن را گسترده‌تر می‌سازد. همچنین در برنامه پنج ساله چهارم پروژه‌ هایی عظیم در بخش‌های صنایع نفت گاز و پتروشیمی تعریف شده‌اند که قرار است با مشارکت شرکت‌های خارجی اجرا شوند.تلاش در جهت تحقق ایده اتصال چین به خط لوله گاز ایران – پاکستان – هند را می‌توان گام نخست و اساسی در جهت نیل به وابستگی متقابل آسیایی دانست. زیرا در صورت تحقق این ایده، غرب آسیا و ایران، نقش مهمی در تأمین امنیت انرژی شرق و جنوب این قاره بر عهده خواهند گرفت و در نتیجه وابستگی متقابل دو سوی قاره را معنادار خواهند کرد.

   به طور کلی می‌توان گفت که ایران با توجه به مزیت‌های آشکار خود از نظر ذخایر نفت و به ویژه گاز و نیز به لحاظ موقعیت جغرافیایی، قادر به ایفای نقش محوری در ارتقای منافع مشترک و کاهش آسیب‌پذیری متقابل به مثابه دو رویه وضعیت وابستگی متقابل در روابط دو سوی قاره آسیاست. بر این مبنا در وضعیت فعلی این آمادگی در ایران وجود دارد که در وهله اول به پی‌ریزی دیالوگی دو جانبه با مصرف کنندگان آسیایی بپردازد، تا در پرتو آن اولاً راه‌های ارتقای منافع مشترک و کاهش آسیب‌پذیری‌های متقابل تبیین و اجرایی شود و ثانیاً شرایط برای برقراری دیالوگی چند جانبه در دو سوی قاره فراهم آید.

     در این فضای جهانی، ایران از دو نظر در کانون توجه و مرکز تعاملات بین‌المللی است. اول موقعیت ژئوپلیتیک کشور و دوم نقش حیاتی ایران در امنیت جهانی انرژی. در واقع می‌توان در این چهارچوب ادعا نمود که نفت حلقه پیوند ما با جهان خارج است و از این حیث سیاست نفتی ایران و توسعه ملی کشور بصورت متقابل بایکدیگر تعامل داشت و پیوندی عمیق پیدا می‌کنند. در همین راستا سند چشم انداز بیست سالة جمهوری اسلامی ایران، جهت‌گیری کلان کشور در دو دهة آینده را در مسیر توسعة برون‌گرا و مبتنی بر تعامل سازنده با جهان معین نموده است  

      جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی که از قابلیت و ظرفیت تبدیل شدن به یک "فرصت جمعی" برخوردار است، تعامل و همکاری در حوزه صنعت نفت می‌باشد. در بازار جهانی انرژی هیچ مصرف کننده و تولید کننده‌ای صرف نظر از میزان استقلال خود نمی‌تواند خود را از الزامات، شوک ها و نوسانات آن جدا کند. از آنجا که بازار انرژی بسیار درهم تنیده است و بازیگران در سطوح متفاوت دارای اهداف و انگیزه‌های غیر همسو می‌باشند، هر گونه تحول در این بازارِ پربازیگر با متغیرهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی در ارتباط است. مفهوم امنیت انرژی که در سال‌های اخیر در ادبیات روابط بین‌الملل کاربرد فراوانی پیدا کرده است به همین مسئله اشاره دارد.

     دیپلماسی انرژی در شرایط کنونی دو سوی مصرف کننده و تولید کننده انرژی را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک کردن و ضرورت تعامل و رایزنی بین آنها را فراهم نموده است. زیرا هیچ یک از این دو به تنهایی نمی توانند امنیت انرژی را تأمین کنند و هر گونه بحران در بازار جهانی انرژی که اقتصاد جهانی را به چالش بکشد بر هر دو طرف تأثیر گذار خواهد بود. به بیان دیگر، وجه بسیار مهم در روابط بازیگرانی که در وضعیت وابستگی متقابل قرار می‌گیرند، توأمان شدن آسیب‌پذیری متقابل و منافع مشترک است. در واقع می‌توان گفت که ”منافع مشترک“ و ”آسیب‌پذیری متقابل“، دو روی سکه وابستگی متقابل را تشکیل می‌دهند. همین امر می تواند زمینه ساز استقرار یک الگوی وابستگی متقابل میان تولید کنندگان و مصرف کنندگان انرژی باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 18  توسط فرزاد خلفی  |