|
|
|
|
|
با توجه به تحولاتی که ما و دنیا در پیش داریم، این تفکیک برای کشورهای دارنده نفت و حتی مصرف کنندگان موجب دور ماندن از منافع خواهد بود. حتی انرژی هسته ای ما سیاست خارجی مخصوص به خود را دارد و اصلا به گونه ای پیش می رود که سیاست خارجی مان را هم به دنبال خودش می کشاند. نفت هم این گونه است ولی لازمه آینده این است که این دو مقوله در جایی متمرکز و هماهنگ شوند و مفهوم امنیت انرژی را تعریف کنند. مهم ترین ضرورت این است که انرژی مفهومی واحد پیدا کند. در این صورت ما با یک مفهوم روبرو خواهیم بود و دستگاه دیپلماسی می تواند نیازهای امنیتی و جایگاه آن را در سیاست خارجی تبیین کند. اگر ما سیاست های انرژی خود را با دستگاه دیپلماسی هماهنگ نکنیم دچار مشکل می شویم. دیپلماسی گاز :ايران با در اختيار داشتن حدود ۲۶ تريليون متر مكعب گاز (۱۸ درصد ذخاير گاز جهان)، دومين دارنده ذخاير گاز جهان پس از روسيه است. صنعت گاز ايران با وجود داشتن چنين موفقيتي و به دلايل مختلف از جمله غالب بودن نفت بر ساختار اقتصادي و انرژي كشور، تأخير در بهره گيري از ذخاير گازي و سرمايه گذاري هاي محدود، به صنعتي پويا و توسعه يافته تبديل نشده است. نماد مهم اين وضعيت، سهم بسيار اندك ايران در صادرات جهاني گاز است. ايران با صادرات محدود گاز به تركيه عملا از سال ۲۰۰۲ به جمع صادركنندگان گاز جهان پيوست. برخورداري از ذخاير بالاي گاز، برنامه ريزي و استراتژي هاي كلان براي استفاده بهينه از اين موفقيت و تزريق ارزش افزوده آن به اقتصاد ملي و در نتيجه توسعه و پويايي اقتصادي را الزام آور ساخته است. علي رغم اهميت يافتن گاز در سياستهاي نفتي كشور و برداشتن گامهايي در راستاي استفاده بهينه از آن كه بعضا نه به صورت ارادي بلكه به ناچار و به دليل الزامات خارجي صورت مي گيرد، ايران تا يافتن جايگاهي واقعي و مؤثر در صنعت و بازار جهاني گاز فاصله زيادي دارد. اين فاصله، تدوين اصول و قواعد ديپلماسي گاز را به دليل پيوستگي شكوفايي صنعت گاز در كشور به عوامل و متغيرهاي خارجي ضروري ساخته است. به طور طبيعي ديپلماسي گاز ايران حول محورهايي همچون هماهنگي با كشورهاي دارنده گاز، جذب بازارهاي محدود گاز و جذب شركتهاي بزرگ نفت و گاز جهان براي بهره برداري بهينه و مطلوب از منابع گاز دور مي زند كه ذيلا به طور خلاصه به آنها پرداخته مي شود. هماهنگي با كشورهاي دارنده گاز هماهنگي ايران با كشورهاي دارنده گاز عموما در دو حوزه بهره برداري از ميادين مشترك و هماهنگي سياستها در بازارهاي جهاني گاز خلاصه مي شود. در حوزه بهره برداري از ميادين مشترك، كشور كوچك قطر در اولويت قرار دارد. قطر به عنوان سومين دارنده ذخاير گاز جهان كه بر اكثريت بزرگترين ميدان گازي جهان يعني پارس جنوبي (گنبد شمالي) مالكيت دارد، دربر انگيختن ايران به سرمايه گذاري در پارس جنوبي به دليل بهره برداري زودتر يا سريع و گسترده از اين ميدان نقش تعيين كننده داشته است. قطر ده دوازده سال گذشته در قالب قراردادهاي مختلف، بيش از ۳۰ ميليارد دلار در پارس جنوبي سرمايه گذاري كرده. و به هر حال يافتن راه حلي براي حفظ منافع ايران در اين ميدان ضروري به نظر مي رسد. علاوه بر اين ميدان ، ميادين گاز مشترك ديگر بين ايران با كشورهايي همچون تركمنستان، كويت (ميدان آرش)، عراق و عربستان به صورت بالقوه و بالفعل وجود دارد كه با هدف تسريع در امر اكتشاف و استخراج نفت و گاز، روشن ساختن وضعيت حقوقي آنها ضروري است. جذب بازارها براي گاز ايران حياتي به نظر مي رسد مستلزم داشتن ديپلماسي قوي و كارآمد است. در اين ديپلماسي توجه به موارد زير ضروري است: - تلاش در جهت رفع اختلافات سياسي كشورها به ويژه دو كشور هند و پاكستان؛ - جذب بازارها از طريق اعطاي امتيازاتي همچون قائل شدن تخفيف مناسب، فراهم كردن زمينه مشاركت شركتهاي نفت و گاز كشور دارنده به سرمايه گذاري در صنعت نفت و گاز كشور و جلب اعتماد و اطمينان آنها نسبت به مفاد قرارداد و عدم تأثيرپذيري از تحولات سياسي. در اين ميان گاز به عنوان حاملي پاك و ارزان از اقبال بيشتري برخوردار شده است. اهميت و گستردگي رايزني ها و چانه زني ها در عرصه توليد و تجارت گاز، حوزه جديدي از تعاملات بين المللي تحت عنوان ديپلماسي گاز را موجب شده است. تبلور اين ديپلماسي در مجموعه تحولات و اقدامات زير است: - شكل گيري سازمان كشورهاي توليدكننده گاز: به نظر مي رسد، در آينده نزديك بازارهاي گاز به مانند بازارهاي نفت بيشتر متأثر از تحولات سياسي باشند. اين تأثير گذاري به لحاظ اهميت استراتژيك طرحهاي انتقال گاز شايد بر نفت تقدم پيدا كند. به هر حال امروزه متغيرهاي استفاده، خريد، بهره برداري، تبديل، انتقال و تلاش براي جذب بازارهاي گاز به متغيرهاي عمده و برجسته در روابط خارجي كشورهاي مصرف كننده و بويژه كشورهاي دارنده تبديل شده و بسياري از رفتارها و سياستهاي خارجي را تحت الشعاع خود قرار داده است. - طرح خط لوله جدید گاز ترکمنستان – ایران که میتواند واردات گاز از ترکمنستان را تا سال 2015 به 20 میلیارد متر مکعب افزایش دهد. در حال حاضر، واردات گاز ایران از ترکمنستان 7 میلیارد متر مکعب است. - طرح خط لوله گاز ایران – یونان از طریق ترکیه که در سال 2003 از طرف اروپا با هزینة 10 میلیارد دلار پیشنهاد شد. گاز ایران از طریق این خط لوله وارد بازارهای اروپایی میشود. - طرح خط لوله ایران – ترکمنستان – قزاقستان جهت ایجاد یک شبکه منطقهای صادرات گاز به بازارهای بالقوة مصرف. - طرح خط لوله ایران – چین، که به دو طریق یعنی امتداد خط لوله هند و پاکستان، یا از طریق آسیای مرکزی گاز ایران را به بازار گرسنه چین میرساند جمهوری اسلامی ایران میتواند به همراه سیاست اعتمادسازی منطقهای و بینالمللی از طریق افزایش ظرفیت خطوط لوله موجود؛ امتداد خطوط لوله موجود به مصرفکنندگان جدید؛ و شرکت در پروژههای جدید گازرسانی، نقش مهمی در سیاستهای گازی منطقه ایفا کند. پیامد این سیاستها گذشته از رشد و توسعه اقتصادی کشور با سرمایهگذاری بر صنعت گاز، ضمن اینکه به ارتقای روابط با کشورهای منطقه و خنثیسازی سیاستهای ستیزهجویانه آمریکا در قبال ایران منجر میگردد، به تقویت جایگاه ایران در منطقه نیز کمک میکند. در مجموع برخی نکات مهم برای جمهوری اسلامی ایران عبارتاند از: - ضرورت اتخاذ استراتژی یا سیاست گازی منسجم و شفاف با توجه به سند چشمانداز بیست ساله ایران در راستای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه. - جلب سرمایهگذاریهای خارجی لازم در اجرای پروژههای توسعه میادین گاز و نیز طرحهای خطوط لوله انتقال گاز - ایجاد پیوندهای ساختاری و استراتژیک لازم با کشورهای منطقه و قدرتهای اروپایی و آسیایی. - با توجه به استراتژی انحصارگرایانة روسیه در خصوص عرضه و انتقال انرژی، رویکرد ایران به صادرات و ترانزیت گاز باید رویکردی مبتنی بر همکاری و نه رقابت با روسیه باشد. از اینرو، مشارکت با روسیه در برخی پروژههای زیربنایی انرژی، ضمن بهرهگیری از فرصتها و ایجاد روابط استراتژیک پایدار، فضای لازم را برای نقش آفرینی ایران در منطقه فراهم میکند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 14 توسط فرزاد خلفی
|
|
||